ته سیگار
چهارشنبه نهم بهمن ۱۳۹۲

مرگ من به زودی فراخواهد رسید..............

نترس...

زیاد دوام نمی آورم


همین روزها پر پر خواهم شد....

با اروزهای بزرگ و سینه ای صدچاک

واخرین آرزویم این است که آن روز،

تو فقط چند قطره ای اشک بریزی...

نه برای من،

و نه رفتنم...

تنها به یادِ یادِ چشمانی که

آرزوی یکبار دیگر لمس بدن زنانه ات را

با خودش به خاک خواهد برد...

یاد چشم هایی که روزی عاشقشان بودی،

و اکنون،

دیگر برای همیشه بسته میماند...

و انس خواهد گرفت

با سینه ی اندوه خاک...........

من میروم

و تــــــــــــــــــــو ...

دیگر حتی

بوی گند سیگار

طمع لبهای الکلی

وبغــــــــــضِ تلـــــخِ

این صدایِ لعنتــــــی مرا هم نخواهی شنید...

+ 21:55 | behafarid