ته سیگار
چهارشنبه ششم آذر ۱۳۹۲

هر بار که اعصابم بهم میریزد سیگار میکشم آرام میشوم

هر بار که بین ما دعوا میشد اعصابم به هم میریخت ...

و من به او قول دادم که سیگار را ترک کنم ...

اما من خیره به کنج دیوار ....

به دور از آغوش او سیگارم را عمیق پک میزنم ...

با شعله ی خاموش ....

+ 21:4 | behafarid