ته سیگار
دوشنبه بیست و نهم مهر 1392
پست ثابت

ﻗﻬﻮﻩ ﺭﺍ ﺧﻮﺭﺩ ﻭ ﻓﻨﺠﺎﻥ ﺭﺍ ﺷﮑﺴﺖ

ﭼﺎﯼ ﺭﺍ ﻧﻮﺷﯿﺪ ﻭ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﺭﺍ ﺷﮑﺴﺖ

ﻋﺎﺷﻘﺶ ﺑﻮﺩﻡ، ﺩﻝ ﻣﻦ ﺭﺍ ﺷﮑﺴﺖ

ﺍﻭ ﻧﻤﮏ ﺧﻮﺭﺩ ﻭ ﻧﻤﮑﺪﺍﻥ ﺭﺍ ﺷﮑﺴﺖ

ﺣﺎﻝ، ﺍﻭ ﻫﺴﺖ ﻻﯾﻖِ ﺁﻧﭽﻪ ﮐﻪ ﻫﺴﺖ

ﻻﯾﻖِ ﺑﻮﺩﻥ ﺑﺎ ﺁﺩﻣﻬﺎﯼ ﭘَﺴﺖ

ﻣﻦ ﻫﻢ ﻣﺴﺖ ﺍﺯ ﻣِﯽ ﻭ ﺳﯿﮕﺎﺭ ﺑﺪﺳﺖ

ﺯﯾﺮﺳﯿﮕﺎﺭﯾﻢ ﮐﺠﺎﺳﺖ؟!

ﯾﺎﺩﻡ ﺁﻣﺪ، ﻟﻌﻨﺘﯽ ﺁﻧﺮﺍ ﺷﮑﺴﺖ!

ﭘُﺮ ﺯِ ﺧﺎﮐﺴﺘﺮ ﺷﺪﻩ ﺍﯾﻦ ﻗﺎﺏ ﻋﮑﺲ.. ﺭﺍﺳﺘﯽ

ﻋﮑﺴﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﯾﺎﺩﺕ ﻫﺴﺖ؟؟

ﺍﯾﻦ ﯾﮑﯽ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﻣﻦ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﮑﺴﺖ . . .

+ 14:12 | behafarid
سه شنبه سی و یکم تیر 1393

ﻗﻄﻌﺎ ﺭﻭﺯﯼ ﺻﺪﺍﯾﻢ ﺭﺍ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﺷﻨﯿﺪ !
ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ ﻧﻪ ﺻﺪﺍ ﺍﻫﻤﯿﺖ ﺩﺍﺭﺩ
ﻭ ﻧﻪ ﺭﻭﺯ !

ﺣﺴﯿﻦ ﭘﻨﺎﻫﯽ

+ 14:25 | behafarid
شنبه بیست و هشتم تیر 1393
چه راه دور !
چه راه دور بی پایان
چه پای لنگ
نفس با خسته‌گی در جنگ
من با خویش
پا با سنگ !

چه راه دور
چه پای لنگ !
احمد شاملو

+ 14:52 | behafarid
سه شنبه بیست و چهارم تیر 1393
و من، در طلوع گل یاسی از پشت انگشت‌های تو، بیدار خواهم شد و آن وقت حکایت کن از بمب‌هایی که من خواب بودم، و افتاد حکایت کن از گونه‌هایی که من خواب بودم، و تر شد بگو چند مرغابی از روی دریا پریدند در آن گیروداری که چرخ زره‌پوش از روی رویای کودک گذر كرد قناری نخ زرد آواز خود را به پای چه احساس آسایشی بست...

+ 15:38 | behafarid
سه شنبه دهم تیر 1393
نه مثل هرکس !
مثل کسي که برايم کس ديگريست
دعايت مي کنم …
تو نيز !
در لحظه هاي زيبايت بي التماس من !
برايم سهمي از دعا بگذار …

+ 12:15 | behafarid
پنجشنبه یکم خرداد 1393
بچه ها این آدرس وبلاگه دوستمه حتما یه سری بزنین بهش

http://shahab-shams.blogfa.com/

+ 16:13 | behafarid
سه شنبه سی ام اردیبهشت 1393
آرام بخوان چون آهسته نوشتم، بی پروا بخوان چون از خود نوشتم، نزدیک کسی نخوان چون تنها نوشتم، از دل بخوان چون با دل نوشتم. دوستت دارم

+ 10:1 | behafarid
جمعه بیست و ششم اردیبهشت 1393
تمام سیگاری ها می دانند که سیگار کُشنده است!
اما باز هم بی پروا ، سیگار می کِشند...
آنها با زبانِ بی زبانی به اطرافیانِ خود می گویند:
ما به کسی که به ما اندکی آرامش دهد
حتی " جانمان " را نیز می دهیم!

+ 12:1 | behafarid
پنجشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1393
خدای من !
نه آن قدر پاکم که کمکم کنی و نه آن قدر بدم که رهایم کنی . . .
میان این دو گمم !
هم خود را و هم تو را آزار میدهم . . .
هر چه قدر تلاش کردم نتوانستم آنی باشم که تو خواستی . . .
و هرگز دوست ندارم آنی باشم که تو رهایم کنی . . .
آنقدر بی تو تنها هستم که بی تو یعنی “هیچ” یعنی “ پوچ ” !
خدایا هیچ وقت رهایم نکن
+ 11:24 | behafarid
پنجشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1393
هیچ کس نمیتواند پی ببرد. هیچ کس باور نخواهد کرد، به کسی که دستش از همه جا کوتاه بشود میگویند: برو سرت را بگذار بمیر. اما وقتی که مرگ هم آدم را نمیخواهد، وقتی که مرگ هم پشتش را به آدم میکند، مرگی که نمیآید و نمیخواهد بیاید ...!

صادق هدایت / زنده به گور

+ 11:19 | behafarid
شنبه سی ام فروردین 1393

هرگز صدای مهربانت را که هر شب برایم لالائی می خواند فراموش نمی کنم، همان صدای قشنگی که حالا نیز به تمام دلتنگی هایم پاسخ می دهد و آغوش گرم و مهربانش را پناهگاه تمام دلتنگی هایم کرده است. مادر عزیزم روزت مبارک.

 

+ 14:27 | behafarid
شنبه سی ام فروردین 1393

مرگ آن نیست كه درگور سیاه دفن شوم

مرگ آن است كه از قلب تو و خاطر تو محو شوم

+ 11:46 | behafarid
سه شنبه بیست و ششم فروردین 1393

ستم خونم بنوشید و بکوبیدم به بد مستی
وجودم حرف بیجایی شد اندر مکتب هستی
شکست و خرد شد ، افسانه شد ، روزم به صد پستی
کنون ... ای رهگذر ! در قلب این سرمای سر گردان
به جای گریه : بر قبرم ، بکش با خون دل دستی
که تنها قسمتش زنجیر بود ، از عالم هستی

+ 14:47 | behafarid
دوشنبه بیست و پنجم فروردین 1393

هميشه تنها بودن بد نيست...
وقتي يه مدت طولاني تنها ميموني يواش يواش ديگه ازش نميترسي
حتي باهاش لطيف ميشي تنها ميري بيرون, ميري سينما, ميري پارك,
پنجشنبه جمعه هات پشت سر هم تنهايي ميگذره... كم كم عادت ميكني اون وقت ديگر حاضر نيستي با هر كسي باشي كه فقط تنها نباشي,
انتخابات سخت ميشه... منطقت, ديدت عوض ميشه... كسي رو نميخواي كه تنهاييتو پر كنه...
انتخاب اشتباهي نميكني كه بعد از اين تنها تر بشي...
بــــعــضـــي وقــــتـــا آدمـــــا تــو تــنــهــايــي خــيــلــي عـــوض مـــيــشـــن

+ 1:58 | behafarid
شنبه بیست و سوم فروردین 1393

دلم کمی خدا میخواهد... کمی سکوت... کمی دل بریدن... کمی اشک ..کمی بهت... کمی آغوش آسمانی! کمی دور شدن از آدمها! و کمی رسیدن به خدا

+ 12:7 | behafarid